يادها و نشانه ها يادداشت هاي سعيد عطايي
به محرومين و تلاشهاي فرهنگي و اجتماعي مي داند . او معتقد است:شهرداري راه و اسفالت و جدول و ... نيست . او مي گويد: شهرداري فكر است ،هنر است ، توجه به فرهنگ اجتماعي است. آقاي شهردار خاطر نشان مي كند كه ما تا كنون 164 پروژه فرهنگي اجرا كرده ايم . ما به ديدن چند تا از اين پروژه ها رفتيم كه اميدوارم در روزهاي اتي گزارش آنها را هم برايتان بنويسم. بازديد از پروژه toki اقدام خيره كننده اي بود ،تبديل حلبي آباد داخل شهر به زيباترين و لوكس ترين منطقه آنكارا ، بدون آنكه زاغه نشين هاي آنجا آسيبي ببينند و يا در تنگنا قرار گيرند و بدون آنكه شهرداري از بودجه شهر در اجراي اين پروژه عظيم هزينه اي بكند باتفاق كار شناس و مدير پروژه بازديد كرديم و توضيحاتي كه شنيديم: دره اي به طول 11كيلومتر داخل شهر و مملو از خانه هاي غير مجازي مهاجراني كه جستجوي كار براي لقمه اي نان آنها را به پايتخت كشانده و به شكل رقت باري زندگي مي كردند . بر اساس طرح عظيم شهري بايد تغيير وضعيت دهد. پس از طراحي و طي مقدمات كار ،شهردار ميان فقرا و زاغه نشينان اين محل حضور پيدا كرد . اولين نكته اي كه روي آن تاكيد كرد اين بودكه شهرداري شما را رسما مالك اين خانه ها ميداند .(نكته كليدي و مهمي است)لذا به همه آنها سند رسمي و مكتوبي داد و آنها را صاحب خانه ها و ملكي دانست كه بصورت غير مجاز و از سر ناچاري در آن سكني گزيده بودند!! سپس از آنها تقاضا كرد براي مدت 2 سال آنجا را تخليه و در خانه هايي كه شهر داري براي شان اجاره مي كند ساكن شوند و مجددا به اين محل برگردند. همه اين خانه ها و كپرها و حلبي ها خراب شد . به كمك بخش خصوصي بزرگترين طرح شهري رقم خورد. 4000 واحد مسكوني ، مراكز بزرگ تجاري و تفريحي،2هتل بزرگ ،كنگره بزرگ انكارا ،آمفي تاتر بزرگ شهر ، 4ميليون متر مربع فضاي سبز عمومي و اكنون 70 هزار نفر سكنه. 50 %از فضاها متعلق به سرمايه گذار بخش خصوصي و 50% ديگر متعلق به شهرداري .كه بخشي از سهم شهرداري با تمهيداتي به ساكنان اوليه تحويل شد . آنها ديگر صاحب ويلاهايي شده بودند كه در رويا هم فكرش را نمي كردند . و بخشي از آن هم فروخته شد تا با پول آن ساير فضاهاي زيباي شهري شكل بگيرند. تصور كنيد . غده اي سرطاني ميان شهر برچيده شد، مردم محروم به نوايي رسيدند . طرح شهري بزرگي انجام شد و شهرداري هم نه تنها هزينه نكرد بلكه درامد هم كسب نمودو... راستي يادم رفت ، خانه مسكوني آقاي شهردار هم اينك در اين منطقه است.
نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ ![]() با بارش آخرين برف زمستاني و در غروب آخرين روز بهمن ماه سال 41 در كاشان بدنيا آمدم.روزها يكي پس از ديگري گذشتند . روزهاي پر هيجان انقلاب و شگفت جنگ را نيز از نزديك تجربه كردم . الكترونيك را در دانشگاه شيراز و ارتباطات را در دانشگاه علامه طباطبايي خواندم. نزديك به 30 سال در عرصه هاي مختلف اجرايي كار كردم و اينك زندگي در كنار پدر ، مادر،همسر و دو فرزند آرامش ام مي دهد. آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]()
|