يادها و نشانه ها يادداشت هاي سعيد عطايي
دیروز یکی از دوستان که عازم مکه بود برای خداحافظی به دیدنم آمد
در مدت کوتاهی که با او گفتگو می کردم به یاد عمره 3سال پیش
خودم بودم. سفر خوبی بود ، بسیار خوب ...
نگاهم و برداشتم از مناسک گویا کمی متفاوت بود با آنچه که عموما
از این سفر برداشت می کنند.از این رو بود که آن روزها برای هر کس
از مدینه و مکه می گفتم ، متعجب می شد و کمی ذوق زده.
افسوس که هیچ تلاشی برای ثبت خاطرات و برداشت های آن سفر
نکردم ، نه تلاش مکتوبی در دفترچه خاطرات ، نه در صفحات وبلاگ که
آن روزها مشغله شهرداری این امکان را از من گرفته بود.
از اینکه آن حس متفاوت را ثبت و ضبط نکردم پشیمان ام، و اگر پشیمانی
شاخ می داشت حتما روی سرم سبز شده بود.
پس از گذشت 3سال هنوز بعضی وقتها قلقلک می شوم ، قلم و کاغذ
دست می گیرم ولی حد اقل به 2 دلیل موفق نمی شوم.
1- با فضا و حس آن روزها فاصله گرفته ام و خوف آن را دارم نتوانم
حق مطلب را ادا کنم .
2- اساسا برداشت من قابل تعمیم دادن نیست . متفاوت گفتن و متفاوت
شنیدن با آنچه در ذهن ما جا خوش کرده جرات می خواهد .! حالا من
هیچ ،! مگر برای شما جراتی باقی مانده؟!!
اگر خداوند توفیقی دهد در آینده تلاش خواهم کرد ( البته با حفظ قاعده
خود سانسوری) اگر مطلب قابلی تنظیم شد ،خدمتتان عرضه کنم ، در
غیر اینصورت می ماند برای سفری دیگر ، اگر امکان پذیر شود. نظرات شما عزیزان: ش ش
![]() ساعت18:26---24 ارديبهشت 1390
نگران نباشید برای این کارها استعداد خوبی دارید کافیه اراده فرمایید
درباره وبلاگ ![]() با بارش آخرين برف زمستاني و در غروب آخرين روز بهمن ماه سال 41 در كاشان بدنيا آمدم.روزها يكي پس از ديگري گذشتند . روزهاي پر هيجان انقلاب و شگفت جنگ را نيز از نزديك تجربه كردم . الكترونيك را در دانشگاه شيراز و ارتباطات را در دانشگاه علامه طباطبايي خواندم. نزديك به 30 سال در عرصه هاي مختلف اجرايي كار كردم و اينك زندگي در كنار پدر ، مادر،همسر و دو فرزند آرامش ام مي دهد. آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]()
|